خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
توبه نتوان کرد از می تا شراب ناب هستاز تیمم دست باید شست هر جا آب هست
۲
صحبت اشراق را تیغ زبان در کار نیستشمع را خاموش باید کرد تا مهتاب هست
۳
عالم آب از تنک ظرفان شود پر شور و شرآفت از دریا فزون در حلقه گرداب هست
۴
دیده خفاش طبعان محرم این راز نیستورنه در هر ذره آن خورشید عالمتاب هست
صفحهٔ ۱ از ۳