شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چهره گلرنگ را پیمانه ای در کار نیستنرگس مخمور را میخانه ای در کار نیست
۲
نیست زلف دلفریب یار را حاجت به خالدام چون افتاد گیرا، دانه ای در کار نیست
۳
لنگر بی مدعایی چشم حیران را بس استاین صدف را گوهر یکدانه ای در کار نیست
۴
حسن کامل عشقبازی می کند با خویشتنشعله جواله را پروانه ای در کار نیست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth