خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۲۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن را جز چشم حیران، دست دامنگیر نیستعکس را پای سفر ز آیینه تصویر نیست
۲
نشأه می آدمی را تازه رو دارد مدامگر کند عمر طبیعی دختر رز، پیر نیست
۳
نیست شبها غیر داغ عشق، دلسوزی مرابر سر مجنون چراغی غیر چشم شیر نیست
۴
بر گرانجانان دم تیغ است چون پشت کمانبر سبکروحان نگاه کج کم از شمشیر نیست
صفحهٔ ۱ از ۳