شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فکر جانسوز مرا یک نقطه بی انداز نیستیک سپند بزم من بی شعله آواز نیست
۲
در سر کویی که من بر اطلس خون می تپمخضر اگر آید، در فیض شهادت باز نیست
۳
ذره و خورشید گلبانگ اناالحق می زنندنغمه بیگانه ای در پرده این ساز نیست
۴
من که نتوانم ز سستی بال خود را جمع کردماه عید من به غیر از ناخن شهباز نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth