خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۲۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه طبعم کم ز خورشید جهان افروز نیستدر نظرها اعتبارم چون چراغ روز نیست
۲
دست اگربردارم از دل، می شکافد سینه راهیچ مرغی چون دل بیتاب، دست آموز نیست
۳
حسن چون بی پرده آید، عشق ناپیدا شودجوشش پروانه بر گرد چراغ روز نیست
۴
خاک ما را از گل بیت الحزن برداشتندچون سبو پیوند دست ما به سر امروز نیست
صفحهٔ ۱ از ۳