خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۲۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگار زندگی نقش بر آبی بیش نیستموج را قسمت ز دریا پیچ و تابی بیش نیست
۲
گرچه شد تنگ شکر ز احسان او هر چشم مورروزی ما زان لب شیرین جوابی بیش نیست
۳
آنچه از خون جگر در شیشه دارد آسمانپیش ما دریاکشان جام شرابی بیش نیست
۴
شادی عالم، نظر با محنت بسیار اوخنده برقی نمایان از سحابی بیش نیست
صفحهٔ ۱ از ۳