شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم شبنم محرم رخسار گلفام تو نیستبوسه را رنگی ز لبهای می آشام تو نیست
۲
نیست در صلب یمن سنگی که خون رغبتشچون می نارس به جوش از حسرت نام تو نیست
۳
بوی یوسف می کند بیت الحزن را گلستانهیچ کس را شکوه از گردون در ایام تو نیست
۴
قمری از پاس غلط در حلقه تقلید ماندورنه در روی زمین سروی به اندام تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth