خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیسترحم در سر کار مژگان بلاجوی تو نیست
۲
می دهی صد وعده و فی الحال بر هم می زنیاین اداها لایق چشم سخنگوی تو نیست
۳
بی سبب از شاهراه وعده بیرون می رویاین روش زیبنده بالای دلجوی تو نیست
۴
از کنار شمع می آری برون پروانه راشعله آتش حریف تندی خوی تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۲