شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست یک شادی که انجامش به غم پیوسته نیستاز لب خندان به جز خون در دهان پسته نیست
۲
یک دل آسوده نتوان یافت در زیر فلکدر بساط آسیا یک دانهٔ نشکسته نیست
۳
در رحم اطفال از تحصیل روزی فارغندمانع رزق مقدر خانهٔ دربسته نیست
۴
از سبکرو نقش هیهات است ماند بر زمینرهنوردی را که باشد نقش پا، آهسته نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth