خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از هلاک ما سیه بختان کسی آزرده نیستمرده ما قابل ماتم چو خون مرده نیست
۲
هر که خود را باخت اینجا می زند نقش مرادپاکباز کوی عشق از نقش کم آزرده نیست
۳
در وصال و هجر، داغ عشقبازان تازه استدر خزان و نوبهار این گلستان افسرده نیست
۴
از تماشای خرامش چون نلغزد پای عقل؟خاروخس را طاقت این سیل عالم برده نیست
صفحهٔ ۱ از ۲