شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ریاض آفرینش خاطر آسوده نیستبرگ عیش این چمن جز دست بر هم سوده نیست
۲
خنده گل می دهد یادی ز آغوش وداعدر بهاران ناله مرغ چمن بیهوده نیست
۳
گرچه می ریزم ز مژگان اشک گرم، اما چو شمعدر سراپای وجودم یک رگ نگشوده نیست
۴
تیغ لنگردار، سیلاب گرانسنگ فناستچشم ما را تاب آن مژگان خواب آلوده نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth