خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه در گردون نوردی چون دل آواره نیستدر بساط آسمان این کوکب سیاره نیست
۲
از حجاب تن، دل رم کرده ما فارغ استدامن ما چون شرر در زیر سنگ خاره نیست
۳
کار بیدردان بود گل در گریبان ریختنبرگ عیش نامرادان جز دل صد پاره نیست
۴
چشم شبنم تکمه پیراهن خورشید شدحسن، شرم آلودگان را مانع نظاره نیست
صفحهٔ ۱ از ۲