خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیستفتح باب من ازین میخانه جز خمیازه نیست
۲
میکشان را روز باران می کند گردآوریجز رگ ابر بهاران جمع را شیرازه نیست
۳
باغ جنت در صفا هر چند باشد بی نظیرپیش ارباب بصیرت همچو روی تازه نیست
۴
نیست هر بیهوده نالی را خبر از سوز عشقمطلب بلبل ز عشق گل به جز آوازه نیست
صفحهٔ ۱ از ۲