شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لنگر تن روح را نتواند از پرواز داشتموج دریا دیده را نتوان به ساحل بازداشت
۲
ساقی ما در مروت هیچ خودداری نکردنشأه انجام را در ساغر آغاز داشت
۳
در جهان آب و گل، ویرانه ای از من نماندشغل خودسازی مرا از خانه سازی باز داشت
۴
ساعد سیمین او را تا کلیم الله دیدنسخه افسوس شد دستی که در اعجاز داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth