خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد ایامی که دریای مروت جوش داشتهر صدف یک دامن گوهر، طراز گوش داشت
۲
پرده فانوس در بیرون در می کرد سیرشمع را پروانه گستاخ در آغوش داشت
۳
باده ها بی ساغر و مینا به دور افتاده بودمجلس ما مطرب از گلبانگ نوشانوش داشت
۴
در تنزل بود دایم با اسیران لطف چرخصحبت امروز ما دایم حسد بر دوش داشت
صفحهٔ ۱ از ۳