خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دل از یاد تو می در ساغر اندیشه داشتهر حبابی را که می دیدم پری در شیشه داشت
۲
چون نگردد صولت عشق از جنون من زیاد؟در کدامین عهد شیری این چنین در بیشه داشت؟
۳
تلخ اگر باشد حدیث من، مرا معذور دارریخت بر من آسمان زهری که در ته شیشه داشت
۴
من که دارم سنگ بردارد ز پیش راه من؟یار غاری کوهکن همراه خود چون تیشه داشت
صفحهٔ ۱ از ۲