خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پاس یک بیدار دل گردون بد گوهر نداشتنور بینش با هزاران دیده اختر نداشت
۲
سردی گردون به روشن گوهران امروز نیستهرگز این خاکستر افسرده یک اخگر نداشت
۳
از زبان گندمین افتاد در کارم گرهخوشه بی حاصل من دانه دیگر نداشت
۴
پیش راه گرم رفتاران گرفتن مشکل استسوخت هر خاری که دست از دامن من برنداشت
صفحهٔ ۱ از ۳