شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قامتت خم گشت و پشتت بار طاعت برنداشتچهره بی شرمیت رنگ خجالت برنداشت
۲
شد بناگوشت سفید و بخت خواب آلود تودر چنین صبحی سر از بالین غفلت برنداشت
۳
پایت از رفتار ماند و پایی ننهادی به راهریخت دندان و لبت زخم ندامت برنداشت
۴
با وجود رعشه پیری، کف لرزان تواز گریبان تعلق دست رغبت برنداشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth