شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست ما چون سرو هرگز بخت دامانی نداشتهرگز این بی حاصل از ایام، سامانی نداشت
۲
حلقهٔ زلفت به روی گرم عالم را گرفتخاتم دولت به این خوبی سلیمانی نداشت
۳
داغ، آب زندگی را در سیاهی غوطه دادیوسف مصری چنین چاه زنخدانی نداشت
۴
در زمان ما نشد هموار وضع آسمانطوطی ما هرگز از آیینه میدانی نداشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth