شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش خط تازه آن سرو بستان بهشتاز سیه پیران بود در دیده ریحان بهشت
۲
هست زندان پر از وحشت به چشم عارفانپیش طاق آن دو ابرو قصر و ایوان بهشت
۳
خلد جای نعمت دیدار نتواند گرفتمی خورد خون عارف از نعمای الوان بهشت
۴
هر که دارد قامت رعنای او را در نظرمی رود دایم سراسر در خیابان بهشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth