خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنچه من برتافتم از درد، مجنون برنتافتاین قدر کوه گران بر سینه هامون برنتافت
۲
راز عشق از پرده دل عاقبت بیرون فتادخانه تنگ حباب اسباب جیحون برنتافت
۳
بخیه ام بر روی کار افتاد از انکار عشقشاهراه ساده لوحی نعل وارون برنتافت
۴
ذره ناچیز ما بر گردن همت گرفتبار سنگین امانت را که گردون برنتافت
صفحهٔ ۱ از ۲