خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از جهان تلخ نتوان با درشتی کام یافتکز زبان چرب، تشریف شکر بادام یافت
۲
تنگدستی مایه امیدواری شد مرابهله با دست تهی تا از میانش کام یافت
۳
بیقراری باعث آرامش دل شد مراآنچنان کز جنبش گهواره طفل آرام یافت
۴
شانه را هرگز ز زلف پر شکن روزی نشداین گشایشها که دل از حلقه های دام یافت
صفحهٔ ۱ از ۲