خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که عبرت حاصل از اوضاع دنیا کرد و رفتیوسف خود را درین بازار پیدا کرد و رفت
۲
توده خاکستر گردون مقام عیش نیستهمچو صبح آیینه را باید مصفا کرد و رفت
۳
در قفس برگ اقامت ساختن بی حاصل استشهپر پرواز می باید مهیا کرد و رفت
۴
در جهان رنگ و بو ماندن نه از روشندلی استیک نظر شبنم گلستان را تماشا کرد و رفت
صفحهٔ ۱ از ۴