خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت خط دل کام خود زان لعل روح افزا گرفتدر بهاران می توان داد دل از صهبا گرفت
۲
دست بیداد فلک را زود کوته می کندفتنه ای کز قامت رعنای او بالا گرفت
۳
در کدامین ساعت سنگین ندانم کوه غمدر زمین سینه ما خاکساران جا گرفت
۴
نیست در سوادگرانجان عشق خوش سودای مامی توان از ما دو عالم را به یک ایما گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳