خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبر دامان دل بیتاب نتواند گرفتسد آهن پیش این سیلاب نتواند گرفت
۲
بیقراریهای دل باشد به جا در عین وصلبحر سرگردانی از گرداب نتواند گرفت
۳
مانع از جولان نگردد بوی گل را برگ گلپیش سالک عالم اسباب نتواند گرفت
۴
ظالم از پیری نسازد دست کوتاه از ستمرعشه تیغ از پنجه قصاب نتواند گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳