خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان دهن انگشتر زنهار می باید گرفتبعد ازان مهر از لب اظهار می باید گرفت
۲
نوبهار آمد، ره گلزار می باید گرفتداد دل از ساغر سرشار می باید گرفت
۳
در چنین فصلی که عریانی لباس صحت استپنبه از مینا، ز سر دستار می باید گرفت
۴
بر خود اوضاع جهان هموار کردن سهل نیستخار بی گل را گل بی خار می باید گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳