خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت خط کام از لب چون نوش می باید گرفتدرد این میخانه را سرجوش می باید گرفت
۲
می شود جان تازه از آمیزش سیمین برانتیغ را چون زخم در آغوش می باید گرفت
۳
سرسری نتوان گذشت از آب جان بخش حیاتتیغ را چون زخم در آغوش می باید گرفت
۴
تا نگردی بر گنه در خانه خالی دلیرصورت دیوار را با هوش می باید گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳