شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خرابات مغان منزل نمی‌باید گرفتچون گرفتی، کین کس در دل نمی‌باید گرفت
۲
یا نمی‌باید ز آزادی زدن چون سرو لافیا گره از بی‌بری در دل نمی‌باید گرفت
۳
سد راه عالم بالاست معشوق مجازدامن این سرو پا در گل نمی‌باید گرفت
۴
تا توان سرپنجه دریا چو طوفان تاب دادتیغ موج از قبضه ساحل نمی‌باید گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth