خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط گل روی عرقناک ترا در بر گرفتروی این دریای گوهرخیز را عنبر گرفت
۲
تا چه با پروانه بی دست و پای ما کندآتشین رویی کز او بال سمندر در گرفت
۳
تا زمین شد جلوه گاه قامت او، آفتابخاک را از چهره زرین خود در زر گرفت
۴
دست و پا گم می کند از دور باش ناز اومن که از جرأت توانم دامن محشر گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳