خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از وصال ماه مصر آخر زلیخا جان گرفتدست خود بوسید هر کس دامان پاکان گرفت
۲
گر به دست و پا نپیچد خار صحرای وجودمیتوان ملک دو عالم را به یک جولان گرفت
۳
صحبت روشن ضمیران کیمیای دولت استخون ما در چشمه خورشید رنگ جان گرفت
۴
گر نگردد طعنه سنگین دلی دندان شکنمی توان خون خود از لبهای او آسان گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳