خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در گرفتاری بود جمعیت خاطر محالبا دو دست بسته نتوان دست یغمایی گرفت
۲
حلقه زنار شد طوق گلوی قمریانسرو تا از قامتش سرمشق رعنایی گرفت
۳
آرزوی جلوه شد در دل گره خورشید راحسن عالمسوز او تا عالم آرایی گرفت
۴
حسن بی پروا ندارد از نظربازان گزیرگل به چندین دست دامان تماشایی گرفت
صفحهٔ ۱ از ۴