شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفتکاش این شمع پریشان را کسی سر می گرفت
۲
کوه تمکین و سبکساری کنون هم پله اندرفت آن موسم که بحر عشق لنگر می گرفت
۳
دیده ابلیس اگر می داشت نور معرفتخاک را از چهره چون خورشید در زر می گرفت
۴
آن که می زد از نصیحت آب بر آتش مرکاش اول پرده از رخسار او برمی گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth