خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقتگر شبی خواهی شدن مهمان ما وقت است وقت
۲
می رود خط تنگ سازد جا بر آن کنج دهنبوسه ای گر می کنی در کار ما وقت است وقت
۳
زان هلال خط که زنگ از دل چو صیقل می بردمی دهی آیینه ام را گر جلا وقت است وقت
۴
تا نپوشیده است چشم از زندگی یعقوب ماگر به کنعان خواهی آمد ای صبا وقت است وقت
صفحهٔ ۱ از ۴