خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم از دل می زداید چون صباح عید رخسارتنماز عید واجب می کند بر خلق دیدارت
۲
تو با آن قامت رعنا به هر گلشن که بخرامیخیابان می کشد چون سرو قد از شوق رفتارت
۳
ز شیرینی سرشک شمع نقل انجمن گرددبه هر محفل که آید در سخن لعل شکربارت
۴
سرافرازی ترا چون شاخ گل می زیبد از خوبانکه گل سامان بال وپر دهد از شوق دستارت
صفحهٔ ۱ از ۴