خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غزالان را ز وحشت باز دارد دیدن چشمتبه چرخ آرد زمین را چون فلک گردیدن چشمت
۲
به بیداری چه خواهد کرد یارب با نظربازانکه خوابانیدن تیغ است خوابانیدن چشمت
۳
ز خون خلق رنگین است چندان تیغ مژگانتکه می گردد نگارین، دست از مالیدن چشمت
۴
ز بستن دیده شهباز در فکر شکار افتدکند در پرده مشق دلبری پوشیدن چشمت
صفحهٔ ۱ از ۲