شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چهره صاف تو آیینه اندیشه نماستجان ز سیمای تو چون آب ز گوهر پیداست
۲
دیده ای نیست که حیران تماشای تو نیستقامت همچو سنان تو عجب حلقه رباست
۳
جسم خاکی است حجاب نظر راهروانسیل چون گرد راه از خویش فشاند دریاست
۴
نفس مرتاض بود راحله گرمرواناژدها را چو گلو تنگ بگیرند عصاست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth