خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ریخت دندان و هوای می و پیمانه بجاستمهره برچیده شد و بازی طفلانه بجاست
۲
دل سیاه است اگر گشت بناگوش سفیدپا اگر نیست بجا، لغزش مستانه بجاست
۳
خارخاری به دل از عمر سبکرو مانده استمشت خار و خسی از سیل به ویرانه بجاست
۴
آسیا گرچه برآورد ز بنیادش گردهوس نشو و نما در گره دانه بجاست
صفحهٔ ۱ از ۲