خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شور در دل فکند لعل خموشی که تراستخواب را تلخ کند چشمه نوشی که تراست
۲
از لطافت، سخنی چند که در دل داریمی توان خواند ز لبهای خموشی که تراست
۳
خواب را شوخی چشم تو رم آهو کردچه کند باده گلرنگ به هوشی که تراست؟
۴
صرف خمیازه آغوش شود اوقاتشهر که را چشم فتد بر بر و دوشی که تراست
صفحهٔ ۱ از ۳