شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کمین این فلک سخت کمانی که تراستعاقبت گرد برآرد ز نشانی که تراست
۲
نعمت روی زمین چشم ترا سیر نکردچه کند خاک به چشم نگرانی که تراست؟
۳
ریخت دندان تو چون اختر صبح از پیریمشرق شکر نگردید دهانی که تراست
۴
قامتت بید موله شد و چون سرو کشدسر به عیوق، تمنای جوانی که تراست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth