شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که از درد طلب شکوه کند نامردستعشق دردی است که درمان هزاران دردست
۲
کثرت خلق به وحدت نرساند نقصانکه علم غوطه به لشکر زده است و فردست
۳
مهر و مه نور دهد تا نظر ما بیناستچرخ در گرد بود تا سر ما در گردست
۴
کوچه گردان جنون موج سرایی دارندعشرت روی زمین رزق بیابانگردست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth