شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
راز من نقل مجالس ز صفای گهرستهمچو آیینه مرا هر چه بود در نظرست
۲
زین چه حاصل که رخ یار مرا در نظرست؟چشم حیرت زدگان حلقه بیرون درست
۳
توشه برداشتن آیینِ سبکباران نیستجگر خویش خورد هر که به ما همسفرست
۴
به خموشی چمن آرا لب مرغان را بستسنگ دندان پریشان سخنان گوش کرست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth