خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون به حیرت زدگان است مرا روی سخنطرف صحبت من صورت دیوار بس است
۲
کاروانی جهد از خواب به یک طبل رحیلدر شبستان جهان یک دل بیدار بس است
۳
نبرد سبحه تزویر به صد راه مراکمر وحدت من حلقه زنار بس است
۴
بی نیازست سخنور ز محرک صائبخامه را ذوق سخن باعث گفتار بس است
صفحهٔ ۱ از ۲