خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پشت دست تو به از آینه روی گل استگرد دامان تو جان بخش تر از بوی گل است
۲
شوخی حسن، نگه را هوس آلود کندرخنه باغ هر از خنده دلجوی گل است
۳
می رسد بوی سپند از دل بلبل به مشامتا دگر دیده گستاخ که بر روی گل است؟
۴
از پریشان نظری حلقه بیرون درستشبنم ما که چو آیینه به زانوی گل است
صفحهٔ ۱ از ۳