خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۴۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز خال لب منظور گرفتن ستم استدانه را از دهن مور گرفتن ستم است
۲
خون خود ما به دو چشم تو نمودیم حلالباده از مردم مخمور گرفتن ستم است
۳
سخن تنگدلان را نبود پا و سریخرده بر غنچه مستور گرفتن ستم است
۴
در تنوری چه نفس راست نماید طوفان؟سر این باده پر زور گرفتن ستم است
صفحهٔ ۱ از ۳