شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۵۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مانع مستی غفلت دل هشیار من استپادشاه شب من دیده بیدار من است
۲
می سپارند به هم دست به دست اطفالمشور مجنون خجل از گرمی بازار من است
۳
هر که افتاده ز خود پیش ز وحشت زدگاندر بیابان طلب قافله سالار من است
۴
خصم را می کنم از راه تنزل مغلوبسیل خونین جگر از پستی دیوار من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth