خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
موج سنبل ز پریشانی پرواز من استگل برافروخته شعله آواز من است
۲
سینه ای کز گل صد برگ ز هم نشناسندمخزن درد نهان و صدف راز من است
۳
لامکان سیرتر از عشق بود همت منچرخ کبکی است که در چنگل شهباز من است
۴
منم آن سلسله جنبان نواهای غریبکه ز گل مرغ چمن گوش بر آواز من است
صفحهٔ ۱ از ۳