خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۵۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عقل نخلی است خزان دیده که ماتم با اوستعشق سروی است که سرسبزی عالم با اوست
۲
هر که در معرکه با جوهر ذاتی چون تیغروزگارش به خموشی گذرد، دم با اوست
۳
عاصیی را که سروکار به دوزخ باشددر بهشت است، اگر دیده پر نم با اوست
۴
دل سودازده را وصل نیاورد به حالچه کند عید به آن کس که محرم با اوست؟
صفحهٔ ۱ از ۳