شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۵۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم پر خون، صدف گوهر یکدانه اوستدل هر کس که شود زیر و زبر خانه اوست
۲
لیلی وحشی ما را نبود خلوت خاصروز هر کس که سیه گشت، سیه خانه اوست
۳
هر دل خسته که خون می چکد از فریادشمی توان یافت که ناقوس صنمخانه اوست
۴
بر لب هر که بود مهر خموشی جاویدبوسه زن از سر اخلاص، که پیمانه اوست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth