شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۵۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خط چرا در لب همچون شکرش سوخته است؟از دم گرم که آب گهرش سوخته است؟
۲
تا چه گستاخی ازان طوطی خط سرزده استکه لب چون شکرت بال و پرش سوخته است؟
۳
هیچ اندیشه ز خورشید قیامت نکندهر که از داغ عزیزی جگرش سوخته است
۴
دیدن دامن تر چند شود دوزخ من؟ای خوشا لاله که دامان ترش سوخته است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth