شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۵۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر طرف روی نهی باده جان ریخته استاین چه فیض است که در دیر مغان ریخته است
۲
هر کجا فاخته ای هست درین سبز چمنبال در جستن آن سرو روان ریخته است
۳
سهل مشمار عدو را که مکرر در رزمدهن تیغ من از آب روان ریخته است
۴
نخل شمع است خزان دیده و از یکرنگیبال پروانه چو اوراق خزان ریخته است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth